JOJO همه چی داره تو بگو چی نداره

به علت مشکل تو قالب قبلی فعلاً .......

JOJO همه چی داره تو بگو چی نداره

به علت مشکل تو قالب قبلی فعلاً .......

دیگه از این به بعد مواظب خودتون باشین

دیگه از این به بعد مواظب خودتون باشین

 

سیندرلا طنز

سلام
خوبین که؟
تمام اسمایه این داستان ساختگیه به جز سیندرلا
____________ _________ _________ _________ _
یکی بود ، دو تا نبود ، زیر گنبد کبود که شایدم کبود نبود و آبی بود ، یه دختر خوشگل بی پدر مادر زندگی می کرد. اسم این دختر خوشگله سیندرلا بود که بلا نسبت دخترای امروزی، روم به دیوار روم به دیوار ، گلاب به روتون خیلی خوشگل بود .
سیندرلا با نامادریش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر ناتنیاش که اسمشون زری و پری بود زندگی می کرد . بیچاره سیندرلا از صبح که از خواب پا می شد باید کار می کرد تا آخر شب . آخه صغرا خانم خیلی ظالم بود . همش می گفت سیندرلا پارکت ها رو طی کشیدی؟ سیندرلا لوور دراپه ها رو گرد گیری کردی؟ سیندرلا میلک شیک توت فرنگیه منو آماده کردی ؟ سیندرلا هم تو دلش می گفت : ای بترکی ، ذلیل مرده ی گامبو ، کارد بخوره به اون شکمت که 2 متر تو آفسایده ، و بلند می گفت : بعله مامی صغی ( همون صغرا خانم خودمون ) . خلاصه الهی بمیرم برای این دختر خوشگله که بدبختیهاش یکی دو تا نبود . .... القصه ، یه روز پسر پادشاه که خاک بر سرش شده بود و خوشی زیر دلش زده بود ، خر شد و تصمیم گرفت که ازدواج کنه . رفت پیش مامانش و گفت مامان جونم ..... مامانش : بعله پسر دلبندم .... شاهزاده : من زن می خوام ..... مامانش : تو غلط می کنی پسره ی گوش دراز ، نونت کمه ، آبت کمه ؟ دیگه زن گرفتنت چیه؟......... شاهزاده : مامان تو رو خدا ، دارم پیر پسر می شم ، دارم مثل غنچه ی گل پرپر می شم .....مامانش در حالی که اشکش سرازیر شده بود گفت : باشه قند عسلم ، شیر و شکرم ، پسر گلم ، می خوای با کی مزدوج شی؟ ....... شاهزاده : هنوز نمی دونم ولی می دونم که از بی زنی دارم می میرم ...... مامانش : من از فردا سراغ می گیرم تا یه دختر نجیب و آفتاب مهتاب ندیده و خوشگل مثل خودم برات پیدا کنم . خلاصه شاهزاده دیگه خواب و خوراک نداشت . همش منتظر بود تا مامانش یه دختر با کمالات و تحصیل کرده و امروزی براش گیر بیاره. یه روز مامانش گفت : کوچولوی عزیز مامان ، من تمام دخترای شهر رو دعوت کردم خونمون، از هر کدوم که خوشت اومد بگو تا با پس گردنی برات بگیرمش ، شاهزاده گفت : چرا با پس گردنی؟ مامانش گفت : الاغ ، چرا نمی فهمی ، برای اینکه مهریه بهش ندی، پس آخه تو کی می خوای آدم بشی ؟ روز مهمونی فرا رسید ، سیندرلا و زری و پری هم دعوت شده بودند . زری و پری هزار ماشاالله ، هزار الله اکبر ، بزنم به تخته ، شده بودند مثل 2 تا بچه میمون ، اما سیندرلا ، وای چی بگم براتون شده بود یه تیکه ماه ، اصلا" ماه کیلویی چنده ، شده بود ونوس شایدم ...( مگه من فضولم ، اصلا" به ما چه شبیه چی شده بود ) . صغرا خانم حسود چشم در اومده سیندرلا رو با خودش نبرد ، سیندرلا کنار شومینه نشست و قهوه ی تلخ نوشید و آه کشید و اشک ریخت . یهو دید یه فرشته ی تپل مپل با 2 تا بال لنگه به لنگه ، با یه دماغ سلطنتی و چشمای لوچ جلوی روش ظاهر شد ....سیندرلا گفت : سلام....... فرشته : گیریم علیک . حالا آبغوره می گیری واسه من ؟ ...... سیندرلا : نه واسه خودم می گیرم .......فرشته : بیجا می کنی ، پاشو ببینم ، من اومدم که آرزوهات رو بر آورده کنم ، زود باش آرزو کن ...... سیندرلا : آرزو می کنم که به مهمونیه شاهزاده برم ...... فرشته : خوب برو ، به درک ، کی جلوی راهتو گرفته دختره ی پررو ؟ راه بازه جاده درازه........ سیندرلا : چشم میرم ، خداحافظ ...... فرشته : خداحافظ .... سیندرلا پا شد ، می خواست راه بیفته . زنگ زد به آژانس ، ولی آژانس ماشین نداشت . زنگ زد به تاکسی تلفنی ولی اونجا هم ماشین نبود . زنگ زد پیک موتوری گفت : آقا موتور دارید؟ یارو گفت : نه نداریم. سیندرلا نا امید گوشی رو گذاشت و به فرشته گفت ؟ هی میگی برو برو ، آخه من چه جوری برم؟ فرشته گفت : ای به خشکی شانس ، یه امشب می خواستم استراحت کنم که نشد ، پاشوبیا ببینم چه مرگته !!!! بلاخره یه خاکی تو سرمون می ریزیم . با هم رفتند تو انباری ، اونجا یدونه کدو حلوایی بود ، فرشته گفت بیا سوار این شو برو ، سیندرلا گفت : این بی کلاسه ، من آبروم می ره اگه سوار این بشم . فرشته گفت : خوب پس بیا سوار من شو !!! سیندرلا گفت : یه آناناس اونجاست فرشته جون ، به دردت می خوره؟ .... فرشته : بعله می خوره .....سیندرلا : پس مبارکه انشاالله . خلاصه فرشته چوب جادوگریش و رو هوا چرخوند و کوبید فرق سر آناناس و گفت : یالا یالا تبدیل شو به پرشیا. بیچاره آناناس که ضربه مغزی شده بود از ترسش تبدیل شد به یه پرشیای نقره ای. فرشته به سیندرلا گفت : رانندگی بلدی؟ گواهینامه داری؟....... سیندرلا : نه ندارم ........ فرشته : بمیری تو ، چرا نداری؟..... سیندرلا : شهرک آزمایش شلوغ بود نرفتم امتحان بدم...... فرشته : ای خاک بر اون سرت ، حالا مجبورم برات راننده استخدام کنم. فرشته با عصاش زد تو کله ی یه سوسک بدبخت که رو دیوار نشسته بودو داشت با افسوس به پرشیا نگاه می کرد . سوسکه تبدیل شد به یه پسر بدقیافه ، مثل پسرای امروزی . سیندرلا گفت : من با این ته دیگ سوخته جایی نمیرم.....فرشته : چرا نمیری؟........ سیندرلا : آبروم می ره....... فرشته : همینه که هست ، نمی تونم که رت باتلر رو برات بیارم ....... سیندرلا : پس حداقل به این گاگول بگو یه ژل به موهاش بزنه . خلاصه گاگول ژل زد به موهاش و با هر بدبختی بود حرکت کردند سمت خونه ی پادشاه. وقتی رسیدند اونجا دیدیند وای چه خبره !!!!! شکیرا اومده بود اونجا داشت آواز می خوند ، جنیفر لوپز داشت مخ پدر پادشاه رو تیلیت می کرد . زری و پری هم جوگیر شده بودند و داشتند تکنو می زدند . صغرا خانم هم داشت رو مخ اصغر آقا بقال راه می رفت (آخه بی چاره صغرا خانم از بی شوهری کپک زده بود ) خلاصه تو این هاگیر واگیر شاهزاده چشمش به سیندرلا افتاد و یه دل نه صد دل عاشقش شد . سیندرلا هم که دید تنور داغه چسبوند و با عشوه به شاهزاده نگاه کرد و با ناز و ادا اطوار گفت : شاهزاده ی ملوسم منو می گیری ؟....... شاهزاده : اول بگو شماره پات چنده ؟........ سیندرلا : 37 ....... شاهزاده در حالی که چشماش از خوشحالی برق می زد گفت : آره می گیرمت ، من همیشه آرزو داشتم شماره ی پای زنم 37 باشه. خلاصه عزیزان من شاهزاده سیندرلا رو در آغوش کشید و به مهمونا گفت : ای ملت همیشه آن لاین ، من و سیندرلا می خواهیم با هم ازدواج کنیم ، به هیچ خری هم ربط نداره . همه گفتند مبارکه و بعد هم یک صدا خوندند : گل به سر عروس یالا ... داماد و ببوس یالا ... سیندرلا هم در کمال وقاحت شاهزاده رو بوسید و قند تو دلش آب شد ( بعد هم مرض قند گرفت و سالها بعد سکته کرد و مرد) سپس با هم ازدواج کردند و سالهای سال به کوریه چشم زری و پری و صغرا خانم ، به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کردند و شونصد تا بچه به دنیا آوردند

درباره سریال نرگس طنز

 

سریال نرگس هم رو به پایان است. البته  طرفداران پر و پا قرص سریال های تلوزیون زیاد غصه نخورن چون تو ماه رمضون سریال "خوب، بد، زشت" که البته اسمش هیچ ربطی به فیلم معروف "خوب ، بد  زشت " نداره و در واقع کارگردان اون فیلم معروف به طرز نا جوانمردانه ای از اسم این سریال تقلید کرده بود پخش میشه. بهتون مژده می دم که این سریال هم سرشار از ازدواج، اعتیاد، عشق، دختر و پسر هایی که معلوم نیست از کجا هی همینجوری جلوی هم سبز می شن، دیو هایی که تبدیل به فرشته میشن، ایدز، ماکسیما، طلاق، دوباره ازدواج، نوشابه،  دمپایی کهنه و ... است. پس حالا عجالتا

نکته هایی از سریال نرگس رو داشته باشید تا بعد

 

این روزها هر جا که میری صحبت از نرگس و شوکت و نسرینه!...

Image hosting by TinyPic

 

 

 

تعلیمات اجتماعی و بار مفاهیم این سریال اونقدر جذاب و لطیف
است که نمیشه از دیدنش چشم پوشید!...

Image hosting by TinyPic

 

 

 

بطوریکه حتی در لیگهای اروپا هم تصمیم گرفته شده برای جذب
تماشاگر از این سریال استفاده بشه!...

Image hosting by TinyPic

 

این سریال نقاط قوت بسیاری داره!... مثلا ریتم تندش روی هرچی
فیلم اکشن مثل ماتریکس و کبرا ۱۱ رو کم کرده...!

Image hosting by TinyPic

 

واقعیتهای تلخ اجتماعی مثل فقر رو به صورت کاملا ملموس و
باور پذیر به تصویر کشیده!....

Image hosting by TinyPic

 

ارزش و جایگاه واقعی روابط خانوادگی رو به همگان نشون داده!...

Image hosting by TinyPic

 

 

آخرین و ناشناخته ترین روشهای روانشناسی رو آموزش داده!...

Image hosting by TinyPic

 

 

 

... و مهمتر از همه روی تمام کلیشه ها و باورها خط بطلان کشیده.
چرا نمیشه بدون داشتن یک ذره عقل و سواد و هنر و استعداد و خوشگلی یه پسر پولدار و خوشگل تور زد؟!!... .
 
Image hosting by TinyPic

 

 

در این سریال هم کما فی السابق زمستون میره و رو سیاهی به شوکت (زغال) می مونه . ضمنا از الان بهتون بگم که پس از تمام شدن سریال به دلیل اینکه بینندگان درخواست های بیشماری خواهند داشت مراسم پشت صحنه و نقد و بررسی به مدت 15 شب برقرار خواهد بود.  

 

( با تشکر از مهناز یزدانی و خبر گزاری البرز)

چت کردن ایرانی ها

خوب از همه چیز بچه ایرونیا گفتیم جز چت کردنشون
البته همه موردا این جوری نمیشه
اینم فانیه جدی نگیرید
در هر صورت حواستون جمع باشه
 
 

 

جالبه...دیگه نه لازمه هول کمیته رو بزنی ، نه لازمه اعصابتو خرد کنی تا از ترافیک فرار کنی ، نه حتی لازمه تیپ بزنی و کلی گریس و رنگ روغن بزنی به موهات . فقط یه پنجره رو باز می کنی ، یوزر و پسووردو می زنی و می ری تو دنیای بی انتهای وب. قربونش برم الانم که دیگه فرهنگ ما ایرانیا چنان ساخته شده که هیچ کسی از اینترنت استفاده الکی نمی کنه . نه کسی دنبال فیتلر شکنه ، نه دنبال سایتای عکس دار باحال (شما بخونید سایتای آموزشی آمیزشی)...هممون فقط می ریم تو دنیای مجازی اینترنت تا با دوستای مجازی تر از خودمون بچتیم و ایمیلای مارشال مدرن گروپ رو ببینیم! این یعنی استفاده علمی و بهینه و غیر ابزاری از اینترنت.چون اولا : وقتمون تلف نمی شه که بخوایم تیپ بزنیم و بریم با هزارتا بدبختی از ترافیک بگذریم و نه لازمه پول بنزین بدیم ..... خلاصه می ریم تو این دنیاهه و اگه آیدی مون پسرونه باشه که هیچیوهر چی بنویسیم Hi...Hello.. .Asl plz...اسم من آلفرده شما چی؟...هیچکی جواب نمی ده ولی...ولی اگه آیدی دخترونه باشه خدا بده برکت.بس که ارزش خانوما رفته بالا همه می ریزن سر آیدیمون تا بلکه این چیز با ارزشو تصاحب کنن.حالا بگذریم از اینکه اگه پسره اسمش قلی باشه می گه اسمش خاویره و اگه دختره اسمش بلقیس باشه می گه باربارا(آخه می دونین چیه؟می گن یه مرد کوری زن گرفت. یه مدت که گذشت زنه بهش گفت : حیف که کوری و نمی تونی ببینی من چقدر خوشگلم.مرده گفت : والا به قول خودت من کورم و نمی بینم ولی تا اونجا که عقل من می رسه اگه تو خوشگل بودی چشم دارا تو رو می گرفتن و به من کور نمی رسیدی).آره خلاصه آخر قضیه اگه هر دوشون شانس بیارن و بتونن چاخاناشونو واسه همدیگه قابل قبول کنن ، با هم قرار می ذارن...
.حالا بذارین یکم از چاخانا بگم...مثلا خانم غذای مورد علاقه ش نون چاییه ، می گه غذای مورد علاقه من پیتزا با گوشت فیله نهنگ جنگلهای آمازونه . یا چه می دونم آقا خواننده مورد علاقه ش حمیرا سیرابیه می گه من فقط آهنگای دی جی آنتونیو باراباسو گوش می دم.حالا این اسمارو از کجاشون در میارن؟من می دونم ولی خوب نیس بگم از کجاشون.خلاصه قراره رو با هم می ذارن و باز میان با هم می چتن و این به اون می گه خیلی گیجم بی تو هیچم و اون به این می گه بی تو می میرم مثل پیچک دورت می پیچم و الاماشاالله ، تا می رسن به قرار حضوری...
می رسن به قرار حضوری و دادن مشخصات...دختره به پسره می گه من پوستم سفیده با بینی کوچیک سربالا که تازه یه ماهه عملش کردم و لب و دهن غنچه ای و قد بلند و چه می دونم موهای بلوند جگری ( آخه تو نمی دونی دختره چه جیگریه ) و مانتو شلوار مشکی مایل به قرمز. پسره هم می گه من رنگ پوستم نقره ای مایل به سبزه ( احتمالا کپک زده ) با قد بلند و عینک ریبن پلیس گربه ای و بلیز شلوار هفت رنگ . بعد هر کدوم می رن تو فکر که حالا این لباساتو از کجا جور کنیم...
خلاصه روز قرار می رسه و آقا با یه شاخه گل میمون و خانم با یه شاخه گل رز زرد می رن سرقرار . آقاهه مادربزرگ دختره رو می بینه که اومده سرقرار...در حقیقت یه چیز سیاه پشمالو می بینه به قاعده رطیل که لباس تنش کردن و اگه احیانا لباساش سیاه باشه تو شب گم می شه و یه ایران نمی تونن پیداش کنن.خانمه هم از اون طرف یه نون سنگکی رو می بینه با بیدرسود ( لباسکار سرتاسری ) که خدایی هفت رنگه . از رنگ غذا بگیر تا رنگ روغن ترمز ماشین و رنگ شاش بز که معلوم نیست این آخری از کجا اومده . و اینجاس که می زنن به تیپ هم : که تو به من دروغ اغفالی گفتی و چه می دونم تو منو به دروغ اغفال کردی و از این حرفای استرس آور و بعدشم از هم جدا می شن و خانم می مونه و گل رز و دنیای اینترنت وآقا و گل میمون و آیدی دخترونه...تا باز هر کدوم یکی رو گیر بیارن و این بازی رو سرش پیدا کنن.
 

 

تاریخ تولید یک ماه پس از انقضاء لووول

 

اینجا رو باش!! این کارخونه هم گوش ملت رو مخملی دیده !!  لول

منفجر شدن توالت در آستارا

 

 

Image hosting by TinyPic
 
تفسیر خبر
خداییش خیلی ضایع است. حداقل یه حادثه تروریستی یا سونامی چیزی باشه آدم دلش نمی سوزه، آخه این بنده خداها وقتی از مسافرت برگشتن بگن چی شده مثلا؟ بگن رفتیم قضای حاجت کنیم،  منفجر شدیم. نمیشه که. با عقل جور در نمیاد
  

اولا:  من نمیدونم این ملت وقتی میرن شمال چی می خورن مگه که آخرش اینجوری میشه. هی می گن بابا جنبه داشته باشین، خودتونو خفه نکنین.

 

ثانیا:  این گاز قابل انفجار احتیاج به یه شعله داشته تا منفجر شه. حالا تو توالت شعله از کجا اومده خدا می دونه. حتما باز یکی از این نسوان محترم هوس سیگار کرده بوده و ...یکی نیس بگه آخه تو توالت جای سیگار کشیدنه. برو تو فضای باز ، کلی هم می چسبه تو شمال اتفاقا.

 

ثالثا: اسم به این قشنگی که واسه توالت گذاشتین. اسم 10 تا توالت رو گذاشتن 10 چشمه (حالا چشمه چیه خدا می دونه) خب یه پنجره هم می ذاشتین واسه هر کدوم. می شد 10 چشمه، 10 پنجره ( مثل چهل ستون چهل پنجره مثلا).

 

رابعا: این که این اتفاق تو توالت خانومها افتاده کاملا تصادفی بوده و هیچ ربطی به جنگ اخیر بین جبهه هویج (نریمانیزم) و جبهه گلابی (حجوانیزم) نداره ها. باز آشوب به پا نکنین.

مرکز خرید شوهر

یک مرکز خرید شوهر وجود داشت که(البته تو خارج) زنان می توانستند به آنجا بروند و مردی را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد،این مرکز پنج طبقه داشت،و هر چه که به طبقات بالاتر می رفتند،خصوصیات مثبت مردان بیشتر می شد.اما اگر در طبقه ای دری را باز کنند باید حتما" آن مرد را انتخاب کنند و اگر به طبقه بالاتر رفتند،دیگر اجازه برگشت ندارند و هر شخصی فقط یک بار می تواند از این مرکز استفاده کند.
روزی دو دختر که با هم دوست بودند،به این مرکز خرید رفتند تا شوهر مورد نظر خود را پیدا کنند.
در اولین طبقه، بر روی در نوشته شده بود: این مردان شغل و بچه های دوست داشتنی دارند.دختری که تابلو را خوانده بود گفت:بهتر از کار نداشتن یا بچه نداشتن است،ولی دوست دارم ببینم بالاتری ها چگونه اند؟پس رفتند.
در طبقه دوم نوشته بود:این مردان شغلی با حقوق زیاد،بچه های دوست داشتنی و چهره زیبا دارند.دختر گفت:هوم م م ،طبقه بالا چه جوریه...؟!!
طبقه سوم: این مردان شغلی با حقوق زیاد،بچه های دوست داشتنی و چهره زیبا دارند و در کار خانه هم کمک می کنند. دختر:وای چقدر وسوسه انگیز،ولی بریم بالاتر ...و دوباره رفتند.
طبقه چهارم:این مردان شغلی با حقوق زیاد،بچه های دوست داشتنی و چهره زیبا دارند ،در کار خانه هم کمک می کنند و هدفهای عالی
در زندگی دارند.آن دو واقعآ به وجد آمده بودند و اشک شوق می ریختند. دختر: وای چقدر خوب،پس چه چیزهای خوبی ممکنه طبقه آخر باشه.آنها گریه می کردند!!!.
پس به طبقه پنجم رفتند...
آنجا نوشته شده بود:این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند.(خارجیاش )از اینکه برای اولین و آخرین بار به مرکز ما آمده اید
متشکریم و روز خوبی را برای شما آرزومندیم...!!!
راستی اگه این مرکز خرید در ایران بود و 50 طبقه داشت خانوما حتما میرفتن

آسان ترین راه خود کشی پسر ها :


آسان ترین راه خود کشی پسر ها :
تخت خواب را آماده کنید تمام تن و سرتونو ببرید زیر پتو . خیلی آروم نوک
انگشتاتونو از زیر پتو بیرون بیارید و جوراباتونوببرید زیر پتو . هیچ راه نفوذی
برای هوا ندارید یک ساعت بعد . . .
شما مردید خدا رحمتتون کنه
                                                             
                                                              با تشکر از سمیرا

دوره های زندگی

دوره های زندگی


شش سال اوّل زندگی


? گریه نکن
? شیطونی نکن
? دست تو دماغت نکن
? تو شلوارت پی‌پی نکن
? مامانت رو اذیّت نکن
? روی دیوار نقاشی نکن
? انگشتت رو تو پریز برق نکن
? دمپایی بابا رو پات نکن
? به خورشید نگاه نکن
? شبها تو جات جیش نکن
? تو کمد مامان فضولی نکن
? با اون پسر بی‌تربیته بازی نکن
? اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن
? زیر دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن
? دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن 
 


۲- دوره ی دبستان:


? موقع رفتن به مدرسه دیر نکن
? پات رو تو جامیزی نکن
? ورقهای دفترت رو پاره نکن
? مدادت رو تو دهنت نکن
? به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن
? تخته پاک‌کن رو خیس نکن
? حیاط مدرسه رو کثیف نکن
? با دخترها شمسی خانوم ((دکتربازی)) نکن
? دست تو کیف بغل دستیت نکن
? تخته‌سیاه رو خط‌خطی نکن
? گچ رو پرت نکن تو راهرو سرو صدا نکن
? تو کلاس پچ‌پچ نکن
? ATARI بازی نکن
 

 


۳- دوره ی راهنمایی:


? ترقّه بازی نکن
? SEGA بازی نکن
? جاهای بدبد فیلمها رو نگاه نکن
? موقع برگشتن از مدرسه دیر نکن
? تو کوچه فوتبال بازی نکن
? دست تو جیبت نکن
? با مامانت کل‌کل نکن
? تو کلاس صحبت نکن
? بعد از ظهر سروصدا نکن
? با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن
? اتاقت رو شلوغ نکن
? روی میز بابات کتابهات رو ولو نکن
? عکس لختی تماشا نکن
? با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن
? جرّ و بحث نکن 
 


۴- دوره ی دبیرستان:


? با کامپیوتر بازی نکن
? تو حموم معطّل نکن
? تقلّب نکن
? با دوستات موتورسواری نکن
? عصرها دیر نکن
? با دختر شمسی خانوم صحبت نکن
? با بابات دعوا نکن
? تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن
? تو خیابون دنبال دخترها نکن
? مردم‌آزاری نکن
? نصف شب سرو صدا نکن
? فیلم بد نگاه نکن
? وقتت رو با مجله تلف نکن
? چشم‌چرونی نکن


۵- دوره ی دانشگاه:


? رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن
? ۲۴ ساعته چت نکن
? سر کلاس درس غیبت نکن
? با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
? خیابون‌ها رو متر نکن
? تو سیاست دخالت نکن
? با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
? شب برای شام دیر نکن
? با مأمور پلیس کل‌کل نکن
? چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
? موبایلت رو Reject نکن
? استادت رو اُسگل نکن
? حذف پزشکی نکن
? آستین کوتاه تنت نکن
? همه رو دودره نکن 
 


۶- دوره ی سربازی:


? موهات رو بلند نکن
? روت رو زیاد نکن
? از اوامر سرپیچی نکن
? فرار نکن
? با اسلحه شوخی نکن
? غیبت نکن
? به آینده فکر نکن
? درگیری ایجاد نکن
? به فرمانده بی‌احترامی نکن
? غیر از خدمت به هیچ چیز دیگری فکر نکن
? اعتراض نکن
? با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نکن
? از تلف شدن وقتت ناله نکن
? از آشپزخونه دزدی نکن



۷- دوره ی شوهر بودن:


? با زنت شوخی نکن
? زنت رو با دختر شمسی خانوم مقایسه نکن
? به زنت خیانت نکن
? با دوستانت الواتی نکن
? تو Orkut خودت رو Single معرفی نکن
? به زنهای دیگه نگاه نکن
? موبایلت رو قایم نکن
? از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
? پولت رو خرج دوستات نکن
? رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن
? غیر از زندگی مشترک به هیچ چیز فکر نکن
? ریسک نکن
? بدون اجازهء زنت هیچ کاری نکن 
 


۸- دوره ی پدر بودن:


? بچّه رو تنبیه نکن
? به بچّه بی‌توجّهی نکن
? بچّه‌ت رو با بچّه‌های دیگه مقایسه نکن
? به بچّه توهین نکن
? بچّه رو از بازی منع نکن
? بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسی خانوم تشویق نکن
? با بچّه کل‌کل نکن
? بچّه رو محدود نکن
? بچّه رو از جنس مخالف دور نکن
? به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن
? بچّه رو به هیچ چیز مجبور نکن
? آزادی بچّه رو محدود نکن
? به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن
? از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن
? جلوی بچّه با مادر بچّه ... نکن


- دوره ی پیری:


? برای بچّه‌هات مزاحمت ایجاد نکن
? نوه‌هات رو لوس نکن
? با پیرزن‌های دیگه معاشرت نکن
? به خاطراتت فکر نکن
? پولت رو خرج نکن
? هوس جوونی نکن
? غیر از آخرتت به هیچ چیز فکر نکن
? با زنت بی‌وفایی نکن
? از رفتن به خانهءسالمندان احساس نارضایتی نکن
? لباس شاد تنت نکن
? به بیوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن
? تو وصیتنامه، هیچکس رو فراموش نکن
? از گذشته ناله نکن
? به هر کی رسیدی، نصیحت نکن
? به آینده فکر نکن 


۱۰- دوره ی پس از مرگ !


? حالا دیگه دورهء نکن تموم شد! حالا هر کاری دلت می‌خواد بکن...
? ...بکن
? ...بکن
? ...بکن
? ...بکن
? ...بکن
? ...بکن
? ...بکن
? ...بکن
? ...بکن
? ...بکن
? ...بکن
? ...بکن
? ...بکن
? ...ولی فقط با روح دختر شمسی خانوم کاری نکن!!!